سخته، يكي بهت بگه ستاره شو بچينمت
يه كم كه بگذره بگه ديگه نياببينمت
خيلی سخـته کـه بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه
خیلی سخته کـه دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی
خيلی سخته كه دلت رو به کسی خوش کنی که يه دلخوشی ديگه داره
خيلی سخـته کـه غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره
خیلی سـخـتـه کـه سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيری
خـيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون بگه :
ديگه نمی خوامت
خيلی سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اونی که فکر می کنی
به خاطرش زنده ای
خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين ، اما يه دفعه اشک از
چشات جاری بشه
خيلی سخته که يه عمربا خيال يه نفرزندگی کنی ، اما وقتی فهميدعاشقشی بره و پشت
سرشم نگاه نکنه
خيلي سخته که وقتی که رفتی تا با پول توجيبی چند ماهت برای تولدش کادو بخری
با يکی ديگه ببينيش
خيلی سخته كه که کسی که تموم زندگيت رو به پاش ريختی ،با بی رحمی تموم تو
چشمت نگاه کنه و بگه : ديگه دوست ندارم
خيلی سخته كه هميشه مجبور باشی سخــت تريـن چيزها رو تحمل کنی .